آی تی تاپ

  • تاریخ : ۱۴ام تیر ۱۳۹۷

همیشه شنیده ایم و می شنویم که انسان باید همیشه خوش بین باشد و خوش بینی و داشتن یک دید مثبت نسبت به زندگی (اعم از امور شخصی و کاری) است که انسانها را به موفقیت می رساند. اما باید به اطلاع تان برسانیم که حقیقت چیز دیگری است. اگر به توضیح بیشتری نیاز دارید به مطالعه این مطلب ادامه بدهید تا قانونی به نام «قانون مورفی» را به شما معرفی کنیم و توضیح بدهیم که چگونه یک طرز فکر و نگرش منفی نیز می تواند در مدیریت و برنامه ریزی منطقی و موثر زندگی و کار به شما کمک کند و مثمر ثمر واقع شود.

 

قانون مورفی چیست؟

قانون مورفی به طور کلی می گوید که هر چیزی که امکان خراب شدنش وجود داشته باشد، خراب می شود و هر کاری که امکان بد پیش رفتنش وجود داشته باشد، بد پیش خواهد رفت. به عبارت دیگر، اگر احتمال بروز مشکلی وجود داشته باشد، آن مشکل پیش خواهد آمد؛ یا اگر امکان روی دادن یک اتفاق منفی وجود داشته باشد، آن اتفاق خواهد افتاد، آن هم در بدترین زمان ممکن.

 

قانون مورفی از کجا آمد؟

خاستگاه قانون مورفی، پایگاه نیروی هوایی اِدواردز ایالات متحده و در سال ۱۹۴۹ میلادی بود. اِدوارد مورفی به عنوان مهندس هوافضا مشغول کار روی یک پروژه بود که در نهایت در طول یکی از آزمایشات این پروژه، یکی از تکنیسین ها سیم ها را به درستی وصل نکرد و آزمایش به مشکل برخورد. جمله معروف مورفی درباره تکنیسین مزبور این بود که «اگه فقط یه راه برای خراب کردن وجود داشته باشه، این همون رو پیدا می کنه.» همین گفته، به عنوان چیزی که عموماً تحت عنوان قانون اول مورفی معروف شده، مفهوم و چیستی قانون مورفی را مشخص می کند. بعداً مدیر پروژه، این مورد را به فهرستی از به اصطلاح «قوانینی» اضافه کرد که عنوان «قوانین مورفی» برای آنها انتخاب شد.

مدت زیادی از این حادثه نگذشته بود که در طی یک کنفرانس، اعلام شد که نتایج بسیار مثبت آن پروژه نیروی هوایی به دلیل اعتقاد آنها به قانون مورفی به دست آمده است. این در ابتدا بیشتر در میان تولیدکنندگان صنعت هوافضا مورد استقبال قرار گرفت و در چند ماه آینده در تبلیغات، روزنامه ها و مجلات مختلف پخش شد و سر و صدای زیادی به پا کرد. اینطور بود که قانون مورفی معروف شد.

 

نمونه هایی از قوانین مورفی

در طول سالها قوانین متعددی به فهرست قوانین مورفی اضافه شده است. جالب اینجاست که حتی وبسایتی به نام قوانین مورفی (Murphy’s Laws) هم وجود دارد که فهرست دسته بندی شده نسبتاً کاملی از قوانین مورفی را تهیه کرده و در اختیار مخاطبان قرار می دهد. در اینجا به منظور آشنایی بیشتر شما با ذات قوانین مورفی، به چند نمونه از آنها اشاره می کنیم:

  • درباره لوازم گمشده: تا وقتی که جایگزین چیزی که گم کرده اید را نخریده اید، آن را پیدا نمی کنید.
  • درباره ارزش: وسایل و لوازم مختلف، متناسب با ارزش شان خراب می شوند. به این معنی که مثلاً هر چه قیمت یک گلدان بیشتر باشد، احتمال شکستنش بیشتر است.
  • درباره آینده: لبخند بزنید، آینده بدتر از این خواهد بود.
  • درباره حل کردن مشکلات: هر چیز بدی را که به حال خود بگذارید، بدتر خواهد شد.
  • درباره مدیریت زمان: ۹۰ درصد ابتدایی پروژه، ۹۰ درصد وقت می گیرد. ۱۰ درصد پایانی آن ۹۰ درصد دیگر هم وقت می برد (این در واقع نقل قولی از تام کارگیل است که یکی از قوانین مورفی نیز تلقی می شود.)
  • درباره فشار: همه چیز تحت فشار بدتر می شود.

و پایانی بر این فهرست متصور نیست…

 

آیا قانون مورفی واقعی است؟

می توان به جرأت ادعا کرد که چنین قوانینی ریشه ای در واقعیت ندارند. اساساً بنابر قانون احتمالات، شانس کسب نتیجه مثبت و منفی به یک اندازه است، اما رفتار و دید ما نسبت به زندگی است که به قانون مورفی رنگ و بوی واقعیت می بخشد. به عنوان مثال، تصور کنید که به دوچرخه سواری رفته اید و ناگهان زنجیر دوچرخه پاره می شود یا رکاب می شکند. ما تمایل داریم که بر بخت و اقبال خود نفرین بفرستیم که چرا حالا؟ این در حالی است که قبلاً ده ها بار بدون هیچ مشکلی از این دوچرخه استفاده کرده اید و احتمالاً زنجیر یا رکاب دوچرخه شما از قبل هم مشکل داشته و خودتان در تعمیر آن سهل انگاری کرده اید.

استفاده از قانون مورفی در مدیریت و برنامه ریزی

اینکه واقعاً قانون مورفی جزئی از قوانین طبیعت است یا خیر در عمل اهمیتی ندارد، چیزی که مهم است این است که این به اصطلاح «قانون» و دیدگاهی که نسبت به امور دارد می تواند در مدیریت و برنامه ریزی بهتر به ما کمک کند. در واقع، علیرغم مزایای تفکر مثبت، همه مردم و به خصوص افرادی که در امور حرفه ای و تخصصی، مانند مدیریت فعالیت می کنند باید زمانی از وقت خود را کنار بگذارند و در این بازه زمانی، آگاهانه مانند مورفی فکر کنند و فرض را بر این بگیرند که همه چیز «بد» پیش خواهد رفت.

اما چرا باید چنین دیدگاهی داشته باشیم؟

 

نتایج قابل پیش بینی

استادان حقوق، مفهومی تحت عنوان «نتایج قابل پیش بینی» (Foreseeable Outcome) را به دانشجویان خود تدریس می کنند که منظور از آن اتفاقاتی است که یک انسان منطقی باید بتواند روی دادن آنها را تصور کند. به عنوان مثال، فردی که دور استخر خود محافظ نصب نکرده باید افتادن یک بچه در داخل آن را پیش بینی کند. این احتمال، ریسک موجود را نشان می دهد.

در دنیای کسب و کار نیز همین قاعده مصداق دارد:

  • یک فروشنده باید از دست دادن بزرگترین مشتری خود را به دلیل مشکلات اقتصادی پیش بینی کند.
  • یک بازاریاب باید پیش بینی کند که استراتژی عرضه محصول او به دلیل ضعف محصول، تضعیف می شود.
  • یک مدیر باید پیش بینی کند که کارمندش به خاطر حقوق بالاتر، شرکت را ترک خواهد کرد.

و طبیعتاً برای هر یک باید برنامه ریزی کرد.

 

مزایای روانی تفکر منفی

ما هنوز هم در واکنش به استرس، موجودات بدوی و ساده ای هستیم. هنگامی که اتفاق غافلگیرکننده ای روی می دهد، بدن ما به سرعت وارد حالت «جنگ یا گریز» می شود: قلب مان تندتر می زند، دیدمان محدود می شود، مهارتهای ظریفترمان ضعف پیدا می کند و دچار محرومیت شنیداری (auditory exclusion) می شویم، یعنی به اندازه معمول نمی توانیم بشنویم. در این حالت به خاطر سریع تر دویدن یا دفاع از خودمان، توانایی رفتار منطقی و حساب شده را از دست می دهیم.

اما هنگامی که برای اتفاق پیش رو آمادگی داریم چه اتفاقی می افتد؟

امتحانات مدرسه را به خاطر بیاورید. وقتی در حالی وارد جلسه امتحان می شوید که می دانید آمادگی دارید، احساس آرامش می کنید؛ با اطمینان کارتان را انجام می دهید و احتمال ورود به حالت جنگ یا گریز به حداقل می رسد. در این حالت، مغز شما از اطلاعات بیرونی مهم و ارزشمندی مانند سرنخ هایی که در سوالات امتحان وجود دارد غافل نمی ماند.

 

تکرار و ایجاد عادت

ورزشکارها به کمک تکرار و فشاری که به خود وارد می کند، حافظه عضلانی به دست می آورند. به علاوه، با حضور در رقابت های مختلف، توانایی مواجهه با شرایط بحرانی را نیز پیداکرده و اساساً به چنین شرایطی عادت می کنند.

در نتیجه، ورزشکار در مواجهه با شرایط منفی، آرامش خود را حفظ می کند و می تواند به جای استرس، روی متغیرهای مهم بیرونی تمرکز کند. همین حالت در مدیریت به شکل برنامه ریزی احتیاطی (contingency planning) و تمرین نمود پیدا می کند. با برنامه ریزی و تمرین بیشتر، نه تنها غافلگیر نمی شوید، بلکه به بروز اتفاقات پیش بینی نشده منفی عادت می کنید و بهترین و منطقی ترین تصمیمات را اتخاذ خواهید کرد.

 

با توجه به مواردی که ذکر شد، قانون مورفی در مدیریت به چه کار می آید؟

قانون مورفی در مدیریت

توجه به قانون مورفی در مدیریت (چه در مدیریت پروژه ها و چه در امور معمول زندگی) می تواند منافع فراوانی را عاید شما، پروژه یا فعالیت مورد نظر و مخاطب یا مشتری کند. در نظر گرفتن نکات زیر می تواند در این زمینه برای شما راهگشا باشد:

 

  1. زمان بندی و تعیین سررسیدهای واقع بینانه

در هنگام طراحی یک پروژه، با انجام برآوردهای بالاتر در مورد زمان مورد انتظار برای به پایان رسیدن هر فعالیت، از قانون مورفی در عمل استفاده کرده اید. قانون مورفی بر پایه تفکر آینده نگرانه و اهمیت پیش بینی و برنامه ریزی برای اتفاقات غیرمترقبه در هنگامی مبتنی است که موانعی بر سر راه مدیریت موثر شما قرار می گیرند.

به عنوان مثال، پروژه طراحی وبسایتی که تصور می کنید یک هفته زمان خواهد برد، اگر همه چیز بر طبق برنامه به پیش نرود می تواند ۲ یا ۳ هفته از وقت شما را بگیرد. بنابراین با توجه به قانون مورفی و اهمیت آن در مدیریت، برای بدترین حالت ممکن برنامه ریزی می کنید و ۳ هفته برای کار خود زمان در نظر می گیرید. لذا چنانچه به زمان بیشتری از حد انتظار نیاز پیدا کردید، محتحمل فشار نخواهید شد.

معمولاً در نظر گرفتن یک زمان احتیاطی۲۰ درصدی اضافی در پروژه ها و فعالیتهای مختلف می تواند به جلوگیری از بروز شرایط منفی مربوط به قانون مورفی جلوگیری کند و فرصت بیشتری را برای تکمیل و بهبود کار در اختیارتان قرار بدهد.

 

  1. چک لیست کمکی

بر اساس قانون مورفی، اگر تصور می کنید که همه چیز بر طبق برنامه به پیش رفته، احتمالاً واقعیت بر خلاف این است. البته این همیشه درست نیست، اما چیزی است که با داشتن یک چک لیست کمکی برای بررسی مجدد و چندباره اینکه همه چیز مطابق با انتظارات و در موعد مقرر به سرانجام رسیده، به آسانی قابل مدیریت خواهد بود.

هنگامی که همه چیز مطابق با برنامه جلو می رود، هیچ بعید نیست که با یک لبخند رضایتمندانه، روند معمول کار را دنبال کنید، اما معمولاً در چنین اوقاتی است که مسائل غیرمنتظره ای پیش می آیند و ما را غافلگیر می کنند. با تهیه و تنظیم چک لیست های مفصّل می توانید اطمینان پیدا کنید که حتی کوچکترین مواردی که برای اتمام موفقیت آمیز پروژه مورد نیاز هستند را از قلم نینداخته اید.

استفاده از یک چک لیست ثانویه که سناریوهایی که بصورت بالقوه امکان رخ دادن شان وجود دارد را فهرست می کند نیز ایده خوبی است. در هر صورت، اگر توانسته باشید که مشکل را قبلاً پیش بینی کنید، مدیریت و حل و فصل آن آسانتر خواهد بود.

تهیه و تنظیم چک لیست جامعی که بتوانید در طول مدیریت پروژه یا فعالیتهای خود از آن کمک بگیرید به شما کمک می کند تا هیچ موردی از دیدتان مغفول نماند و احتمال عقب افتادگی های بالقوه را نیز کاهش می دهد.

 

  1. آمادگی برای واکنش

به جای آنکه امیدوار باشید که همه چیز به خوبی پیش برود و مدیریت کار به بهترین شکل ممکن انجام بگیرد، با تکیه بر قانون مورفی در مدیریت، بدترین سناریوهایی را در نظر خواهید گرفت که امکان روی دادن شان وجود دارد. در این راستا باید چنین سوالاتی را از خود بپرسید:

  • چه مشکلاتی می تواند رخ بدهد و چطور؟
  • امکان بروز چه اَشکالی از این مشکلات وجود دارد؟
  • به هر کدام چگونه می توانم واکنش نشان بدهم؟
  • این واکنش چه تاثیری بر توانایی من در به اتمام رساندن پروژه و اعتقادم به موفقیت آن خواهد داشت؟

پس از انجام این ارزیابی، نوبت به این می رسد که بررسی کنید و ببینید که چگونه باید به سناریوهایی که احتمال بروز آنها وجود دارد واکنش نشان بدهید. اگر به عنوان بخشی از یک تیم کار می کنید، با اجرای تمرینات آزمایشی برای هر مشکل بالقوه باید اعضای تیم را هم دخیل کنید.

فیدبک یا نظرات تیم در تعیین میزان موثربودن واکنش و بهبود آن می تواند نقش ارزنده ای را ایفا کند. در این حالت، از آنجایی که برای واکنش به هر اتفاق و حادثه ای آماده هستید و مهارتهای لازم را دارید، هم اعتماد به نفس شما به عنوان مدیر پروژه و هم اعتماد به نفس و قدرت تیم کاری تان مضاعف خواهد شد.

حرف آخر

قانون مورفی از آن دسته از قواعدی است که توجه به آن در مدیریت لازم و ضروری است. البته منظور ما از این مطلب این نیست که به کلی باید خوش بینی را کنار بگذارید و منفی نگر باشید، بلکه جان کلام این است که نباید از قانون مورفی غفلت کنید: طرز فکری که قانون مورفی با خود به همراه می آورد، دیدگاهی را در اختیار شما قرار می دهد که با تکیه بر آن می توانید دقت نظر و احتمال موفقیت خود را افزایش بدهید.