آی تی تاپ

  • تاریخ : ۳۰ام مرداد ۱۳۹۷

آیا با صفت خاصی شناخته می شوید یا کسی را می شناسید که نام او صفت خاصی را به ذهن تان متبادر می کند؟ اگر پاسخ تان به این سوال مثبت است (که حتماً هم هست) با یک شخصیت کاردینالی روبرو هستید.

 

تعریف شخصیت کاردینالی

عبارت ویژگی کاردینالی شخصیت (که اولین بار توسط روانشناسی به نام گوردون آلپورت به کار برده شد) به آن دسته از ویژگی های شخصیتی اشاره دارد که آنقدر با شخصیت یک نفر در هم آمیخته اند که کار به جایی می رسد که توسط این ویژگی یا ویژگی ها شناخته می شوند. به عبارت دیگر، ویژگی های کاردینالی، آن صفات بارزی هستند که به وجه مشخصه فرد مورد نظر تبدیل شده اند و چیزی به نام شخصیت کاردینالی را شکل می دهند.

به عنوان مثال، اگر حواس پرت باشید و همیشه هرجا که می روید وسایل تان را جا بگذارید، احتمالاً پس از مدتی دوستان تان شما را با اسم مستعاری شبیه به «کامران حواس پرت» صدا خواهند زد و حواس پرتی به ویژگی کاردینالی شخصیت یا شخصیت کاردینالی شما تبدیل خواهد شد. به همین ترتیب، اگر در مهمانی ها بسیار پرشور و هیجان هستید، اطرافیان تان شما را با عنوان مجلس گرم کن به خاطر خواهند سپرد و همین شخصیت کاردینالی شما خواهد بود.

به عنوان مثال:

  • نام مادر ترزا با خوبی و نیکوکاری در هم آمیخته است و این دو صفت مترادف با این شخصیت محسوب می شوند. لذا خوبی و نیکوکاری صفات کاردینالی مادر ترزا هستند.
  • نام آدولف هیتلر با خشونت هم معنی شده است و همین صفت کاردینالی هیتلر محسوب می شود.
  • آلفرد انیشیتین به خاطر نبوغ خود مشهور شد و امروزه نام او تقریباً با صفت «نابغه» مترادف است.

ما در این مقاله به این پدیده روانشناختی نگاه دقیق تری خواهیم انداخت.

 

آیا شخصیت کاردینالی ایرادی دارد؟

اولین پاسخی که می توان به این پرسش داد این است که طبیعتاً برخی از شخصیت های کاردینالی خوب هستند و برخی بد، و این تا حد زیادی به آن ویژگی شخصیتی که در کانون توجه قرار می گیرد بستگی دارد.

البته که شناخته شدن به عنوان «حواس پرت» یا «عصبی» چیز مثبتی نیست که کسی بخواهد به دنبالش باشد. از طرف دیگر، احتمالاً تصور می کنید که اگر به خاطر دست و دلبازی و مهربانی یا آرامش تان معروف شوید چقدر همه چیز خوب خواهد بود. به هر حال شناخته شدن به عنوان «آرام ترین شخصی که می شناسم» نباید چیز بدی باشد، غیر از این است؟

می تواند غیر از این باشد! و البته این برای همه صفات کاردینالی صدق می کند. دلیل ما برای این پاسخ غافلگیرکننده این است که هیچ انسانی را نباید آنقدر ساده انگاشت که تنها در قالب یک صفت قابل تعریف فرض شود. مثلاً تصور کنید که اگر به عنوان «آرام ترین» شناخته شوید، هیچ بعید نیست که یک نفر فرض را بر این بگیرد که می تواند هر رفتاری که بخواهد با شما داشته باشد. یا مثلاً اگر شما را به عنوان مجلس گرم کن بشناسند، احتمالاً اگر به دنبال کار باشید هیچ کس شما را جدی نخواهد گرفت.

 

قالب شخصیت کاردینالی

افزون بر این، هنگامی که به وسیله یک شخصیت کاردینالی تعریف می شویم، گاهی احساس می کنیم که از سوی انتظاراتی که آن ویژگی شخصیتی (که مانند مهر بر پیشانی مان خورده) ایجاد می کند تحت فشار قرار داریم. به عبارت دیگر، در قالبی قرار گرفته ایم که احساس می کنیم که نباید شکسته شود. به عنوان نمونه، فرض را بر این بگیریم که به خاطر آرامش و رفتار دوستانه ای که دارید معروف شده اید، در اینصورت احتمالاً در هنگامی که مردم از شما سوء استفاده می کنند احساس خواهید کرد که نباید جنجال به پا کنید، مبادا که شخصیت کاردینالی شما به عنوان «آرامترین آدم» به خطر بیفتد. یا مثلاً احتمالاً شما هم در مدرسه تان دانش آموزی را می شناخته اید که به او برچسب «قاطی بودن» یا چیزی شبیه به آن خورده بود (این فلانیه، قاطیه!) و با توجه به تلقین هایی که به وی شده، آینده چنین فردی معمولاً قابل پیش بینی است.

منظور ما در اینجا این است که این شخصیت کاردینالی نه تنها می تواند شما را تعریف کند، بلکه می تواند شما را به دام بیندازد، برایتان محدودیت ایجاد کند و روی دید و رفتار دیگران نسبت به شما تاثیر بگذارد. مسأله اینجاست که اگر نتوانید کاملاً خودتان باشید یا خود کامل تان باشید، آیا روابط شما با دیگران می تواند درست و معنادار باشد؟ آیا بهتر نیست که دوستان تان از شخصیت چندلایه شما اطلاع داشته باشند؟

 

آیا شما هم شخصیت کاردینالی دارید؟ چه باید کرد؟

با در نظر گرفتن همه آنچه که گفته شد، مهم ترین کاری که در ابتدا باید انجام بدهید این است که مشخص کنید که آیا شخصیت کاردینالی برای شما یک معضل یا مشکل است یا خیر؟

آیا به خاطر یک ویژگی خاص معروف هستید؟ نکته ای که در اینجا باید در نظر داشت این است که اگر ویژگی خاصی در شما بارزتر است نباید زیاد نگران شوید؛ تقریباً همه ما یک صفت خاص داریم که مخصوص خودمان است، اما لزوماً به جایی نمی رسد که بخواهد به شخصیت کاردینالی ما تبدیل شود. به عنوان مثال، شاید به خاطر لطیفه های جالبی که می گویید معروف هستید، اما اطرافیان تان به سایر ابعاد شخصیتی شما هم توجه دارند.

مشکل از آنجایی شروع می شود که احساس می کنید که نمی توانید رفتار خاصی را بروز بدهید، چرا که با تصویری که دوستان تان از شما در ذهن شان ساخته اند تناسبی ندارد، یا آنجایی که مثلاً عصبانی می شوید و چیزی شبیه به این را با نیشخند می شنوید که «چی میگی؟ تو هیچ وقت تو زندگیت عصبانی نشدی!»

اینجاست که باید وقت بگذارید و روی محرک های رفتار خود و وقت و فکری که برای شکل دادن به تصویری که به مردم عرضه می کنید صرف کرده اید تأمل کنید.

مهم ترین هدفی که باید انتخاب کنید این است که راحت باشید و هنگامی که در جمع هستید، بدون اهمیت دادن به تصورات دیگران، خودتان باشید. کاری که از درون تان ریشه می گیرد را به زیر سوال نبرید و «تصویر» و قالب فکری دیگران را وارد رفتارتان نکنید.

اگر احساس کردید که از انجام این کار عاجزید، بهتر است که به یک درمانگر مراجعه کنید، یا برای برخورد با اضطراب و اندیشه هایی که عامل رفتار و مشکلات شما هستند از رفتاردرمانی شناختی (CBT) کمک بگیرید. در عین حال، نباید دست از تلاش بردارید، بلکه باید بکوشید تا قالبی که برای خودتان درست کرده اید یا کرده اند را بشکنید. سعی کنید که هر از چندگاهی جنبه دیگری از شخصیت خود را نشان بدهید و ببینید که اطرافیان تان چگونه واکنش نشان می دهند. خیلی زود متوجه خواهید شد که احترامی که مردم برای شما قائل هستند بیشتر شده و هنگامی که می توانید خودتان باشید، احساس خواهید کرد که بار سنگینی از دوش شما برداشته شده است.

 

منبع